قهرمان ميرزا عين السلطنه
7045
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قزى خانم - اعتقاد به شاه قزى خانم مباشر حلف و احلاف و اتحاد اين جنگ بوده و خودش رياست لشكر نسوان را دارد . اين مردم را سردار سپه و يارانش مىخواستند جمهورى كنند كه هنوز به تمام حكام خود خواه شاهزاده باشد يا نباشد شاهزاده خطاب مىكنند و هنوز خود را « كور شاه » مىدانند . هنوز عقيده دارند سر شاه را با تيغ طلا مىتراشند و به جاى آب با شيره نم مىكنند و هنوز چرمى كه كفشدوز توى كاسهء آب براى نرم شدن مىريزد آبگوشت تصور كرده نان خود را داخل آن مىكنند ، و پس از خوردن مىگويد نگو لره نفهميد گوشت آبگوشت شما نپخته بود . اين مردم را تصور مىكند به تغيير اسم تربيت شده و متمدن خواهد شد . عادات قديم لرها من خودم هم نهاوند بودم ، از اخلاق لرها و زندگانى آنها خبر دارم كه پدرش ميميرد و مسلم است و تا خاتمهء عزاى او طهارت نمىگيرد و يك تكه گل هميشه به كلاه خود دارد . به اسب تاخت نمىكند ، تفنگ خالى نمىكند ، شكار نمىرود ، چه و چه ، هزار عادات و رسوم براى زنشان و مردشان . قاتل و مقتول قشون زياد از طهران رفت حتى با اتومبيل كه هرچه در شهر بود گرفتند . در شهر غالب خانهها عزا برپاست ، چه براى آنها كه آنجا بودند ، چه براى اينها كه رفتند . از رعاياى كشمرز و برزلجين ما قرب پانزده نفر آنجا بود ، دو نفر آن پسر و برادر نهنه لله هستند . شب و روز ما نداريم . غصه يكى دو تا نيست . همه ايرانى ، همه مسلمان ، قاتل و مقتول اهل يك آب و خاك . شمشير و قلم سردار سپه همه را مىخواهد به قوهء نظام پيش برود و حال آنكه در كارها همان قسم كه شمشير كار مىكند قلم هم بايد كار كند ، زور و سياست ، شمشير و قلم . قلم به اصطلاح قدماى ما همان سياست است و پلتيك اروپائى . « دلى همش كينه همش مهربانى » . اين مطلب را من بخواهم طولانى كنم و داخل مسائل علمى و عملى شوم حتى در جنگ بين المللى و خطاهاى سياسى آلمان و پيشرفتهاى سياست انگليس ( كه هردو را